محمدجعفر قائمپناه معاون اجرایی رئیسجمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری به ایلام آمد تا ببیند، بشنود و گزارش بگیرد اما پرسش اینجاست که واقعاً چه چیزی را دید.!؟ ایلام را دید یا ایلامی را که برایش طراحی کرده بودند.!؟ واقعیت را شنید یا روایتی را که از قبل تمرین شده بود.!؟
ظاهراً در این سفر همه چیز حسابشده بود، مسیرها انتخاب شده، قابها تنظیم شده، پروژهها بزک شده و صحنهها آماده نمایش. انگار قرار نبود معاون اجرایی رئیسجمهور با ایلام واقعی روبهرو شود، قرار بود نسخهای آرایششده و بینقص از استان را تماشا کند.
احمد کرمی استاندار ایلام خوب میدانست که اگر پای دردهای واقعی مردم به میان بیاید، اگر صدای بیکاران، رسانهها و خبرنگاران منتقد، سرمایهگذاران فراری، پروژههای زمینگیر و مطالبات انباشته مردم شنیده شود، دیگر نمیتوان همه چیز را گل و بلبل نشان داد. پس چه بهتر که بازدیدها محدود به همان نقاطی باشد که برای عکس گرفتن مناسبترند و گزارشها محدود به همان جملاتی که گوش مسئولان را نوازش میدهد و رسانهها نیز همان رسانههای تکراری و میرزابنویس باشند.
متأسفانه در این سفر مهم، گنجشکها را شبیه قناری رنگ، دیوارهای ترکخورده را پشت بنرها پنهان، پروژههای نیمهجان را در لباس موفقیت معرفی و مشکلاتی را که سالهاست روی دوش مردم سنگینی میکند، پشت لبخندهای تشریفاتی دفن کردند.
جعفر جان!
این تشریفات و پافنگ و پیشفنگها دیدتان را نبندد.! ایلام را نمیشود از پشت شیشه دودی خودروهای تشریفاتی شناخت. ایلام را نمیشود از میان گزارشهای سفارشی فهمید. ایلام را نمیشود در جلساتی دید که همه حاضران فقط از موفقیتها حرف میزنند.
ایلام آنجاست که جوان تحصیلکرده به دنبال کار سرگردان است. ایلام آنجاست که طرحهای بزرگ سالهاست میان وعده و اعتبار معطل ماندهاند. ایلام آنجاست که مردم هر روز فاصله میان حرف مسئولان و واقعیت زندگی خود را با گوشت و پوست لمس میکنند. ایلام آنجاست که آخر خط است و مردم زیر آوار گرانی دستوپا میزنند.
ظاهراً در این سفر قرار نبود این صداها شنیده شود. قرار نبود کسی از ناکامیها بگوید. قرار نبود کسی از فرصتهای سوخته حرف بزند. قرار نبود کسی بپرسد چرا استانی با این همه ظرفیت، هنوز درگیر ابتداییترین مطالبات توسعهای است و از گرانی و بیکاری رنج میبرد.
جعفر جان!
احمد کرمی فقط شما را برای بازدید از چند پروژه دور نزد بلکه او شما را از اصل ماجرا دور کرد. از متن زندگی مردم دور کرد. از زخمهایی دور کرد که زیر پوست استان جریان دارد. از حقیقتی دور کرد که با روبان افتتاح و گزارشهای رنگی قابل پنهان کردن نیست.
این سفر بیش از آنکه سفر نظارت باشد، به نظر میرسد سفری برای مدیریت صحنه بود، نمایشی که در آن همه چیز مرتب بود جز واقعیت. اما یک مشکل وجود دارد، واقعیت را میتوان برای چند ساعت پنهان کرد، برای چند روز سانسور کرد و برای چند هفته بزک کرد اما نمیتوان برای همیشه انکارش کرد.
جعفر جان!
اگر روزی خواستید ایلام واقعی را ببینید، از میان حلقه مدیرانی که هر گنجشکی را قناری معرفی میکنند، عبور کنید. آنوقت خواهید فهمید فاصله میان آنچه به شما نشان دادهاند با آنچه مردم زندگی میکنند، چقدر عمیق و تکاندهنده است.
آری! احمد شما را دور زد و از واقعیتهای نهان و پنهان ایلام دور کرد و ای کاش با ذکاوت و هوشمندی، اندکی در جمع رسانهها و خبرنگاران منتقد قرار میگرفتید تا دردهای نهفته و پنهان شده مردم ایلام را بیشتر و بهتر لمس میکردید و همپای کرمانشاهان(زادگاهتان) برای آلام این دیار، نسخههای شفابخش بهتری میپیچیدید.
تصفیهخانه بیمارستان امام علی(ع) سرابله به بهرهبرداری رسید


دیدگاهتان را بنویسید