این روزها، انگار زمان آهستهتر میگذرد. شهرها در سکوتی سنگین فرو رفتهاند، کوچهها بوی دلتنگی گرفتهاند و دلها، یکصدا، در سوگی بزرگ به هم رسیدهاند. گویی تمام یک ملت، با قلبی واحد، به بدرقه کسی برخاستهاند که نامش تنها یک نام نبود، تکیهگاهی بود برای روزهای طوفانی، صدایی بود برای لحظههای پراضطراب و نوری بود برای شبهای سیاهی و بیپناهی.
در چنین وداعی، اشک فقط نشانه اندوه نیست، نشانه قدرشناسیاست. نشانه دلبستگی مردمیاست که خوب میدانند گاهی یک انسان، از مرزِ یک فرد عبور میکند و به معنایی بزرگ بدل میشود، به پناه، به صبر، به استقامت، به نشانی از ایستادن و حالا که لحظه بدرقه جانِ جانان فرا رسیده، غم فقط در چشمها نیست، در آسمان است، در سکوتِ پرمعنای خیابانهاست، در بغضهاییست که بیصدا بر سینهها سنگینی میکنند.
مردم، از هر کوی و دیار، با هر زبان و لهجه، به پا میخیزند، نه فقط برای تشییع یک پیکر، بلکه برای ادای احترام به یک راه، یک خاطره، یک حضورِ ماندگار. این وداع، وداعِ تن است، نه وداعِ نام، چراکه آنان که ریشه در جان مردم میدوانند، با رفتن، تمام نمیشوند بلکه گستردهتر میشوند، عمیقتر میشوند و از زمین تا آسمان امتداد مییابند.
چه تصویر باشکوهیاست این روزها، مردمانی که با دلهای شکسته اما استوار، به خیابان میآیند تا بگویند بعضی نامها، هرگز از حافظه این سرزمین پاک نمیشوند و نام سیدعلی(آقای شهید) بر تارک ایران میدرخشد و بر بام جهان، جاودانه میماند.

ایلام نیز همچون دیگر استانهای ایران، با سینهای پر از بغض و چشمانی پر از اشک، در این وداع بزرگ و بدرقه خورشید، شریک میشود، گویی کوهها نیز سر به زیر آوردهاند و باد، نوحهخوانِ این اندوه بزرگ شده است.
فرشتگان در انتظار خورشیدند، آن کبوتر خونینبال، آن سروقامت، آن خار چشم دشمنان، آن مسافرِ بیقرارِ عرش، آنکه از رنجِ خاک گذشته و به آرامش افلاک رسیده است. یقیناً در دل این ملت، در حافظه این سرزمین، در نبض این اندوهِ شریف، ردّ قدمهای سیدعلی باقی خواهد ماند. او میرود، اما شکوهِ نامش در سینه تاریخ میماند، همچون نوری که حتی پس از غروب نیز، در افق، برجای میماند.
این بدرقه، پایان راه نیست، آغازِ فصلِ تازهای از دلتنگیهاست. فصلی که در آن، هر کوچه، هر پرچم، هر نگاه و هر اشک، روایتگر فقدانی بزرگ خواهد بود. مردمی که به پا خاستهاند، خوب میدانند که بعضی وداعها، اگرچه قامت را خم میکند، اما ریشههای وفاداری را عمیقتر از همیشه در خاک مینشاند.
این روزها زمین برای سید دلها و آرامش قلبها، میگرید اما آسمان آغوش گشوده است. دلها شکستهاند اما ملکوت روشنتر از همیشه، پذیرای مسافریاست که بیقرارِ عرش بود و چه باشکوه است این رازِ بزرگ: آنان که از جنس نورند، سرانجام به روشنایی بازمیگردند.
ای سید و مولای ما و ای کوه صبر و صلابت؛ بیوفاییها، بیمهریها، کملطفیها و کوتاهیهای ما را بر ما ببخشای و در اعلیعلیین و همنوای با فرشتگان، دعا و سلامتان را بدرقه ایران و ایرانیان بگردان تا در رکاب خلف صالحتان حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، قلههای عزت، اقتدار و افتخار را یکی پس از دیگری فتح کنند و دشمنان را به تعظیم وادارند.
تصفیهخانه بیمارستان امام علی(ع) سرابله به بهرهبرداری رسید


دیدگاهتان را بنویسید