×
×

جهان به نظاره بنشیند؛
ایران بی‌قرار یار

  • کد نوشته: 5912
  • ۱۳ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۵
  • ۰
  • بازتاب/غلامرضا محمدمرادی: چه جان‌سوز است حکایت خاک پرمهری که ریشه‌هایش در عشق دویده و شاخسارانش همواره رو به آسمان قد کشیده‌اند. این روزها، شوری شگفت و غمی غریب، از چشم‌های خیس این سرزمین می‌بارد، غمی که از جنس وداع‌های زمینی نیست چراکه عطر ملکوت دارد و بوی دلتنگی. 
    ایران بی‌قرار یار
  • امروز، کوچه‌ها و خیابان‌های این وطن، آیینه‌دار سوگ عظیمی است که در سینه ملت موج می‌زند. مردم این دیار آمده‌اند تا با اشک و تمنا، یاری را تا بلندای ملکوت بدرقه کنند، یاری که سال‌ها در کوران طوفان‌ها، چراغ امید را در جانشان زنده نگاه داشت و صبور و پایدار، سنگِ صبورِ بغض‌ها و تکیه‌گاه خستگی‌هایشان بود.

    این حضور پرشور، این دل‌های شکسته‌ای که به جاده‌ها پیوسته، چیزی نیست جز جوششِ زلالِ وفاداری و قدرشناسی مردمی نجیب.

    جهان به نظاره بنشیند؛ جهانی که با واژه‌های زمینی، از تفسیر این همه عشق و شکوه عاجز است. بگذار چشمان حیرت‌زده‌ی دنیا تماشا کند که چگونه یک ملت، برای ابراز سپاس از رهبر و مقتدای خویش، تمام‌قد ایستاده است. چگونه دست‌های تمنا به آسمان بلند شده و دل‌ها، بی‌تاب‌تر از همیشه، در فراق آغوشی مهربان می‌تپند.

    اینجا، اشک‌ها نه نشانه‌ی ناامیدی بلکه گواهی بر عمق دلبستگی به اصالت، ایستادگی و پیمانی ناگسستنی با رادمردی است که هر سخن و هر خطابه‌اش، لرزه بر جان دشمنان می‌انداخت و مایه آرامش ایران و دوستان ایران بود.

    بدرقه یار، برای ما تنها یک مراسم عادی و معمولی نیست، یک خلوت همگانی است که در آن، هر قطره اشک، روایتی از یک عمر همدلی و همراهی دارد.

    ایران امروز، یک‌پارچه دلتنگی است، دلتنگی مردمی که خوب می‌دانند رسم وفا را چگونه به جا آورند و چگونه حرمتِ نام‌های بلند را تا ابد پاس بدارند.

    آه ای بارانِ اندوه، ببار! ببار بر پیکر وطنی که امروز، داغدارِ حضورِ آرام‌بخشِ یار است. اما بگذار جهان بداند که این خاکِ وفادار، اگرچه امروز بی‌قرار و دل‌شکسته است اما میراث‌دار عهدی است که هرگز با رفتن‌ها و وداع‌ها رنگ نمی‌بازد. نام و یاد یار، در قلب‌های این مردم، چون چشمه‌ای زلال همواره جاری خواهد ماند و نور امیدش، مسیر فرداها را روشن خواهد کرد.

    آری! جهان به نظاره بنشیند که ایران، سرشار از عطر بدرقه است و بی‌قرارِ یاری که تا همیشه در جان این خاک زنده است.

    رسانه‌های دنیا باید بیایند و منصفانه، بی‌طرفانه، غیرمغرضانه و دقیق، این همه شور و شعور را به تصویر بکشند و به جهان نشان دهند که ملت ایران برای یار دیرین خویش، چه بی‌قرارند.!؟ چه سوز و گدازی دارند.!؟ این ملت چه‌ قدردان و قدرشناس‌اند.!؟ به دنیا مخابره و از آنان سؤال کنند که در کجای دنیا این‌گونه در فراق رهبر و خادم‌شان بی‌قراری می‌کنند و اشک ماتم می‌ریزند و رسم وفاداری را به جا می‌آورند.!؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سیزده + یازده =