نان خَور مِنو گالوان جافگه!
ضربالمثل کُردی«نان خَور مِنو گالوان جافگه/خورد و خوراکش را من تأمین میکنم و برای جعفر گاو میچراند.»، کنایهای روشن از وضعیتی است که منبع و هزینه در یکجا قرار دارد اما بهره و اختیار جای دیگری متمرکز میشود و مصداق بارز ماجرای تلخ نفت و گاز ایلام است.
آیا این ماجرای تلخ نباید ما را نسبت به وضعیت نفت و گاز ایلام حساس و فعالتر کند.!؟ دفتر ایلام چرا مستقل و مقتدر نیست.!؟
موضوع فقط یک عنوان اداری یا انتصاب یک مدیر نیست، مسئله، ساختار تصمیمگیری و حیات و ممات یک استان است که بر ذخایری از زر خوابیده است و گرسنه سر بر بالین فقر، بیکاری، آسیبهای اجتماعی و بلاتکلیفی میگذارد.
استانی که بخش مهمی از فعالیتهای نفت و گاز غرب در آن جریان دارد، چرا نباید از دفتر مستقل، مقتدر، پاسخگو و دارای اختیارات واقعی برخوردار باشد.!؟
دفتر ایلام باید بتواند در حوزه پروژهها، نیروی انسانی، پیمانکاری، مسئولیت اجتماعی، تعامل با دستگاههای اجرایی استان و توسعه مناطق پیرامونی نقش مؤثر و قابل سنجشی داشته باشد، نه اینکه صرفاً نام و تابلویی در دل شهر(جنب میدان نبوت) باشد.
اگر دفتر ایلام اختیار دارد، خروجی این اختیار کجاست.!؟ اگر اختیار ندارد، چرا ساختار آن اصلاح نمیشود.!؟ سهم مدیران و نیروهای بومی استان ایلام در تشکیلات نفت و گاز غرب را مستند و مستدل اعلام کنید. ایلام نیروی متخصص، مهندس، کارشناس و جوان تحصیلکرده کم ندارد. مطالبه مردم نیز مدیریت کاملاً بومی نیست، مطالبه، استفاده عادلانه از ظرفیت انسانی استان است.

چند مدیر بومی استان ایلام در سطوح تصمیمگیری نفت و گاز غرب حضور دارند.!؟ سهم نیروهای متخصص ایلامی چقدر است.!؟ چه میزان از ظرفیت پیمانکاران و شرکتهای توانمند استان استفاده میشود.!؟ پاسخ این پرسشها باید با آمار و مستند باشد نه با کلیگویی و داستان سرایی.!
سه سال بدون گفتوگو و نشست جدی با رسانهها!
رسانه، زبان افکار عمومی است. با این حال، پرسش جدی خبرنگاران ایلام این است: چرا طی بیش از سه سال گذشته، نشست خبری منظم و مؤثری با رسانههای استان برگزار نشده است.!؟
مردم و رسانهها حق دارند درباره تولید، پروژهها، سرمایهگذاری، اشتغال، مسئولیت اجتماعی و عملکرد مناطق عملیاتی سؤال کنند و پاسخ مستقیم بگیرند.
حتی در حوزه تکریم خبرنگاران نیز طی سالهای اخیر، ارتباط با رسانهها آنچنان که از یک مجموعه بزرگ اقتصادی انتظار میرود، پررنگ نبوده است، حتی دریغ از یک پیام تبریک ساده برای خبرنگاران.!
این موضوع بهتنهایی مسئله اصلی نیست اما وقتی در کنار ضعف ارتباط رسانهای قرار میگیرد، قابل تأمل است.!
مسئولیت اجتماعی؛ گزارش عددی میخواهیم
مردم ایلام و رسانهها حق دارند بدانند: چه میزان اعتبار مسئولیت اجتماعی در استان هزینه شده و دقیقاً کجا رفته است.!؟
سهم راه، آب، درمان، آموزش، ورزش، اشتغال، محیط زیست و جوامع پیرامونی چقدر بوده است.!؟ پروژهها کداماند.!؟
اعتبار هر پروژه چقدر بوده است.!؟ چه میزان پیشرفت داشتهاند.!؟
مسئولیت اجتماعی بدون گزارش شفاف، عدد و نتیجه، صرفاً یک عنوان زیباست.!
مهران را نمیتوان نادیده گرفت!
مهران، دروازه اصلی تردد زائران اربعین است. بنابراین این پرسش نیز جدی است: چرا در اربعین امسال حضور مجموعه نفت و گاز غرب در مهران آنگونه که انتظار میرفت دیده نشد، در حالی که در مرزهای سومار و خسروی فعالیت شبانهروزی مورد توجه قرار گرفت.!؟
بحث، تقابل مرزها نیست، بحث تناسب توجه مدیریتی با جایگاه راهبردی مهران و استان ایلام است.
نفت باید برای ایلام توسعه بیاورد نه فقط استخراج!
مردم ایلام انتظار ندارند ثروت نفت و گاز صرفاً از زیر پایشان استخراج شود و داستان در همانجا تمام شود. این ظرفیت باید در چارچوب قوانین و سیاستهای ملی، به اشتغال پایدار، توسعه زیرساخت، تقویت پیمانکاران بومی، رشد شرکتهای دانشبنیان، انتقال دانش و رونق اقتصادی مناطق پیرامونی کمک کند.
ایلام نباید فقط محل عملیات باشد بلکه باید در زنجیره ارزش و تصمیمسازی نیز دیده شود.
وقت بازنگری در ساختار نفت و گاز ایلام است!
امروز مطالبه اصلی باید از سطح گلایه عبور کند و به اصلاح ساختار برسد. ایلام به دفتری نیاز دارد که مستقل، مقتدر، پاسخگو و دارای اختیار واقعی باشد، دفتری که بتواند از ظرفیتها و مطالبات استان در چارچوب قانون و منافع ملی دفاع کند.

این مطالبه علیه فرد یا مجموعهای خاص نیست مطالبهای برای تقویت جایگاه ایلام است.
اکنون نوبت پاسخ است:
سهم ایلام از مدیریت نفت و گاز غرب چقدر است.!؟ دفتر ایلام چه اختیاراتی دارد.!؟ سهم نیروهای بومی چقدر است.!؟
اعتبارات مسئولیت اجتماعی کجا و چگونه هزینه شده است.!؟ سهم پیمانکاران ایلامی چقدر است.!؟ چرا ارتباط رسانهای این مجموعه با استان کمرنگ شده است.!؟ چرا مهران در معادلات اربعین آنگونه که باید دیده نشده است.!؟
اینها پرسشهای سیاسی یا جناحی نیست، پرسشهای مردم و رسانههاست.
مردم ایلام صدقه نمیخواهند، شفافیت، عدالت مدیریتی، فرصت برابر و سهم واقعی از ظرفیتهای سرزمین خود را میخواهند.
شاید همینجاست که آن ضربالمثل کُردی، تلنگر جدی خود را میزند: نان خَور مِنو گالوان جافگه/ خورد و خوراکش را من تأمین میکنم اما برای جعفر گاو میچراند!
نفت و گاز غرب، سرمایهای ملی است اما ایلام نباید در مدیریت و بهرهمندی از ظرفیتهای پیرامونی خود، بینصیب و تماشاگر بماند.
امیدواریم مسئولان ارشد کشوری و استانی به این موضوع با جدیت، بیوقفه، دلسوزانه، عادلانه و آگاهانه ورود کنند و حق استان مظلوم و محروم ایلام را بر کرسی عدالت بنشانند.
برای دفاع از حقوق ایلام در میدان ملی و بینالمللی با شفافیت ایستادهام


دیدگاهتان را بنویسید