×
×

وقتی مردم، میدان و دیپلماسی هم‌دل و هم‌صدا می‌شوند؛
دستاوردی به نام همبستگی ملی/توافقی بر شانه‌های یک ملت

  • کد نوشته: 5504
  • ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۶
  • ۰
  • بازتاب/غلامرضا محمدمرادی: اگر امروز سخن از توافق، گشایش و فصل تازه‌ای در روابط ایران و آمریکا به میان می‌آید، نباید آن را صرفاً محصول چند دور مذاکره یا نتیجه رایزنی‌های دیپلماتیک دانست. هر توافقی که بتواند منافع ملی ایران را تأمین کند، پیش از آنکه روی کاغذ نوشته شود، در میدان مقاومت، در صبوری مردم و در اقتدار نیروهای مسلح شکل گرفته است. 
    دستاوردی به نام همبستگی ملی/توافقی بر شانه‌های یک ملت
  • حقیقت آن است که ایران امروز دیگر تنها برای بقا مذاکره نمی‌کند؛ ایران در پی تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت اثرگذار منطقه‌ای است و این مسیر بدون وحدت ملی ممکن نبوده و نخواهد بود.

    قدرتی که دشمن را به اعتراف واداشت

    در سال‌های گذشته و بالأخص ماه‌های اخیر، فشارهای اقتصادی، تهدیدهای امنیتی و جنگ‌های ترکیبی با هدف فرسایش اراده ملت ایران طراحی شد. تصور برخی این بود که فشارهای پی‌درپی، شکاف میان مردم و حاکمیت را افزایش خواهد داد و توان چانه‌زنی ایران را کاهش می‌دهد. اما آنچه در عمل رخ داد، نتیجه‌ای متفاوت داشت.

    مردم ایران با وجود همه دشواری‌ها نشان دادند که در بزنگاه‌های تاریخی، منافع ملی را بر اختلافات سیاسی و سلیقه‌ای ترجیح می‌دهند. همین همبستگی بود که نگاه بسیاری از ناظران جهانی را تغییر داد و حتی دشمنان ایران را به بازنگری در محاسبات خود و تعظیم در برابر اراده ملت واداشت.

    خلق پیروزی در سایه وحدت و خردجمعی 

    در عرصه روابط بین‌الملل، هیچ توافق پایداری صرفاً پشت میز مذاکره به دست نمی‌آید. دیپلماسی زمانی موفق است که از پشتوانه اقتدار برخوردار باشد. نیروهای مسلح ایران با آمادگی، هوشیاری و جانفشانی خود، امنیت و ثباتی را فراهم کردند که مذاکره‌کنندگان بتوانند با دست پر از حقوق ملت دفاع کنند.

    آنچه امروز از آن به عنوان احتمال توافق یاد می‌شود، حاصل خردجمعی و پیوند میان تدبیر ولایت، وحدت ملت، اقتدار میدان و عقلانیت دیپلماسی است؛ پیوندی که بارها در تاریخ جمهوری اسلامی ایران نتایج خود را نشان داده است.

    عبور از بقا و ورود به قدرت‌سازی

    نکته مهم‌تر آن است که هدف ایران دیگر صرفاً عبور از بحران‌ها یا کاهش فشارها نیست. تهران به دنبال آن است که ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی خود را به سکویی برای قدرت‌سازی تبدیل کند. ایرانِ امروز تنها خواهان بقا نیست؛ در پی آن است که در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی نقش‌آفرینی مؤثرتری داشته باشد.

    این هدف بزرگ، نیازمند اقتصاد قدرتمند، ثبات داخلی، سرمایه اجتماعی و وحدت ملی است. هیچ کشوری بدون انسجام داخلی نمی‌تواند به قدرتی اثرگذار تبدیل شود.

    توافق؛ پایان راه نیست

    بزرگ‌ترین خطا آن است که توافق را پایان مسیر بدانیم. توافق، اگر حاصل شود، تنها یک فرصت است؛ فرصتی که باید با تدبیر، همدلی و مشارکت عمومی به پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم تبدیل شود.

    همان مردمی که روزهای سخت را تحمل کردند، همان خانواده‌هایی که هزینه مقاومت را پرداختند و همان نیروهای مسلحی که از امنیت کشور پاسداری کردند، صاحبان اصلی این دستاورد هستند. هر موفقیتی که به دست آید، پیش از آنکه متعلق به یک دولت یا یک جریان سیاسی باشد، متعلق به ملت ایران است.

    اگر امروز ایران در آستانه گشودن فصلی تازه قرار گرفته است، این فصل نه در اتاق‌های مذاکره، بلکه در دل یک ملت نوشته شده است؛ ملتی که ایستاد، صبوری کرد، مقاومت کرد و اجازه نداد اراده‌اش شکسته شود. توافق احتمالی با آمریکا، بیش از آنکه یک سند سیاسی باشد، نماد پیروزی وحدت ملی، اقتدار دفاعی و دیپلماسی هوشمندانه است؛ دستاوردی که نشان می‌دهد ایران از مرحله بقا عبور کرده و با اتکا به مردم خود، در مسیر قدرت‌سازی گام برمی‌دارد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    17 − شانزده =