×
×

تاریخ با طلا بنگارد؛
عروج در اوج

  • کد نوشته: 5935
  • ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۶
  • ۰
  • بازتاب/زهرا محمدمرادی: زمین امروز سنگین‌تر از همیشه می‌چرخد و آسمان، آغوش نورانی خود را گشوده است تا روحی بلند، ملکوتی و بی‌همتا را در بر گیرد. این قلم نیست که می‌نویسد، این خون‌جگرِ ملتی است که در فراق سنگ صبور و پناه معنوی خویش، سر به دیوارهای بی‌قراری گذارده است. امروز، نه یک تن، که روحی جاری در کالبدِ یک جامعه به ملکوت اعلی پر کشیده است. 
    عروج در اوج
  • چگونه می‌توان با واژه‌های زمینی، کسی را توصیف کرد که هر تپش قلبش برای خدمت به خلق و رضایت خالق می‌تپید.!؟ او نه با جاه و جلال ظاهری بلکه با کیمیای ناب«اخلاص» بر دل‌ها پادشاهی می‌کرد. مردم او را نه فقط یک رهبر معنوی یا یک خدمت‌گزار، بلکه پدر، برادر و مأمنِ دردهای خویش می‌دانستند.

    این عشقِ بی‌بدیل و جوشان مردم، پاداش دهه‌ها عبودیت خالصانه، زهد و دویدن‌های بی‌ادعا در تاریک‌وسردترین مسیرها برای گره‌گشایی از کار کشور و بویژه دردمندان بود. دنیا باید ببیند و تاریخ باید با طلا بنگارد این پیوند ناگسستنی میان یک روح مخلص و ملتی است که در هجمه طوفان‌ها، به نگاه آرام‌بخش او پناه می‌بردند.

    زلزله‌ی بی‌طاقتی؛ ضجه‌هایی از عمق جان

    بشنوید این صدای مویه و بی‌تابی را! این ضجه‌های سوزناک و اشک‌های بی‌امان، تشریفاتی نیستند، این شیونِ یتیمیِ یک دیار است که تکیه‌گاه محکم و لنگر آرامش خود را از دست داده است. شکوه‌های بی‌پناهی از هر کوی و برزن به گوش می‌رسد و شانه‌های لرزانی که از بار این داغ خم شده‌اند، گواهی می‌دهند که این عروج، سینه‌ها را خاکستر کرده است.

    چشمانِ خیس و دستانِ تضرع‌کننده‌ی رو به آسمان، نشان از فراقی دارد که تحملش فراتر از توان و طاقت‌های بشری است. این بی‌قراری‌های بی‌سابقه، شناسنامه محبوبیت بی‌انتهای کسی است که خود را خاک پای محرومان می‌دانست.

    عروج در نقطه‌ی اوج؛ پرواز از زمین تا عرش برین

    قائد شهید، بزرگ‌مرد داستان ما شهید سیدعلی خامنه‌ای، در اوج درخشندگی معنوی، در اوج محبوبیت قلبی و در اوج خدمت خالصانه، سبک‌بال پر کشید. او به ما آموخت که می‌توان در میان غوغای دنیا زیست اما از بند آن رها بود.

    عروج او در «نقطه اوج» رقم خورد، همان‌جا که پهنه زمین دیگر گنجایش روح پرعظمت او را نداشت و آفریدگار، او را به بارگاه قدس خویش فراخواند. پروازی باشکوه از آغوش پرمهر ملت به پیشگاه حضرت حق؛ عروجی در اوج سرافرازی، پاک‌دستی و جهاد معنوی.

    بگذارید دنیا ببیند که چگونه یک ملت قدردان و قدرشناس، سرمایه معنوی و مقتدای دل‌داده‌ی خود را با رودی از اشک و اقیانوسی از ارادت بدرقه می‌کنند. اگرچه جسم مطهر او دیگر در میان ما نیست اما طنین صدای گرمش، عطر حضور بی‌ریایش و رد پای خدمت خالصانه‌اش تا ابد بر تارک این سرزمین خواهد درخشید. او نمرده است بلکه در عرش الهی، زنده و ناظر بر دل‌های بی‌قرار ماست.

    روحت شاد و یادت جاودان، ای مسافر ملکوت…

    نویسنده: زهرا محمدمرادی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    1 + 18 =